روز نوشته ها

بهانه ای برای نوشتن ...

ایلان ماسک

دیروز مصاحبه آخر ایلان ماسک رو در تد دیدم. صحبت ها ، تفکرات و کارهای ایلان ماسک به نسبت بقیه ی افراد هم دوره ش برام جذاب تر بوده و آن ها را با دقت پیگیری می کنم.

صحبت هاش را با پروژه تونل لس آنجلس شروع کرد، در ادامه راجع به سولار سیتی, ماشین و تراک جدید شرکت تسلا و اینکه بلاخره بعد از سال ها، امسال در SpaceX  راکت هایی که قرار بود سالم به زمین برگردند و دوباره به فضا فرستاده شوند را آزمایش کردند صحبت کردند.

ایلان ماسک برخلاف غالب هم دوره ای هایش کارهایش را در زمینه تکنولوژی ها روز انجام نداد و می توان گفت تمام کارهایش راجع به تکنولوژی ها و نیاز های آیندع تقریبا دور می باشد. (فکر می کنم با توجه به سرعت رشد و پیشرفت تکنولوژی و حجم اتفاقاتی که هر روز می افتند، برنامه ریزی برا ۱۰ سال آینده، برنامه ریزی برای آینده دور محسوب شود.)


در ظاهر تمام کارهای ایلان ماسک این طور هستند که می خواهد برای زندگی سالم تر و بهتر انسان ها کار می کندو دغدغه حفط گونه انسان را دارد، کما اینکه قبلا خودش هم اشاره ای به این مسائل کرده که اگر برخی از این کارها نکنیم گونه انسان منقرض خواهد شد ولی در آخر مصاحبه ش جمله ی جالبی دارد که می گوید:

من دنبال این نیستم که بخواهم نجات دهنده کسی باشم،

فقط تلاش می کنم که به آینده فکر کنم و در آخر ناراحت نباشم. :)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
جواد زاهدی

قواعد دشمنی

دشمنی کردن هم قواعد خودش را دارد، نباید طوری دشمنی کنیم که طرف مقابل بر روی اهداف خود و مسیرش مصمم تر شود، مگر با هدف و رفتارش دشمن نیستید ؟ مگر غیر از این است که می خواهید راه دیگری را بروید و این فرد نمی گذارد ؟ 


پس باید طوری دشمنی کرد که اهداف عوض شود، طوری مقابله کرد و در طرفدارانش رخنه کرد که نسبت به راه و مسیر خود دچار شک و تردید بشوند و به فکر جایگزین باشند. دشمنی کردن هم قواعد خودش را دارد و شاید از هواداری سخت تر هم باشد.


پی نوشت: البته مواردی از دشمنی هم هست که نفس "دشمنی کردن" هدف است و بقیه موارد حاشیه زی هستند. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
جواد زاهدی

شعرنوشت

دنیا به اهل خویش ترحم نمی کند
آتش امان نمی دهد آتش پرست را



پی نوشت: فکر می کنم ما باید یاد بگیریم که چطوری با آتش کنار بیاییم، نه اینکه انتظار داشته باشیم ما را آتش نسوزاند.
 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
جواد زاهدی

قطر و کشور های عربی

خبر کوتاه ولی تا حدودی غیرقابل باور.


قطر که در سال های گذشته متحد خوب و بی چون و چرای عربستان سعودی و امارات بوده امروز بعد از اتفاقاتی که حول محور ایران در چند ماه گذشته رخ داد قطع رابطه کردند و تمام مرزهای دریایی ، زمینی و هوایی را به روی یکدیگر بستند.

داستان از جایی شروع کرد بعضی رسانه ها خبرهایی را به نقل مسئولین بلندپایه قطری نقل کردند که حاکی از این بود که کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به ایران سخت می گیرند و به جای بیشتر کردن تنش ها باید به فکر حل مشکلات با ایران باشند ولی در ظاهر داستان از جایی جدی تر شد که امیر قطر در تماسی تلفنی پیروزی حسن روحانی در انتخابات را تبریک گفت و باعث ناراحتی سران دیگر کشورهای عربی شد.


حالا باید ببینیم این اتفاق عجیب چه تاثیری بر روی مسائل سیاسی و اقتصادی خاورمیانه و کشور ایران خواهد گذاشت ، این اتفاق در قدم اول باعث افزایش قیمت نفت شد.


لینک کامل خبر




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
جواد زاهدی

عدالت و توسعه ؟ باهم یا علیه‌هم ؟

در یکی از افطاری های ماه رمضان در جمعی از دوستان بحثی کاملا ابتدایی راجع مسائل اقتصادی و سیاسی کشور شکل گرفت و بعد از بحث های رایج اولیه به موضوع عدالت رسیدیم. 

عدالتی که باعث شهادت امیرالمومنین شد، که فرمود علی کسی است که برای شدت عدلش کشته شد.

روایات و حرف های جالبی زده شد درباره عدالت ، ولی بحث به نظر من آنجایی جالب تو شد که من گفتم عدالت به توسعه محقق میشه وعده ای مخالفت کردند. البته دوستان دلایل قانع کننده ای ارائه نکردند و البته اجازه هم ندادند من دلایلی برای حرفم ارائه کنم ولی کلیت حرف هایشان این بود که عدالت مقدم بر توسعه است و اول باید عدالت برقرار شود و بعد توسعه به وجود بیاید.


سعی می کنم در پست های آینده راجع به موضوع توضیحاتی را ارائه بدهم.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
جواد زاهدی

سفرهای خارجی ، مزایا و معایب



سال ها پیش که به طور جدی وارد فضای کار نشده بودم ، دوست داشتم که در آینده در فضایی کار کنم که لازم باشد سفرهای خارجی زیادی بروم و تا حدودی این مسئله را معادل با پیشرفت در فضای کار می دانستم، فکر می کردم هر کس برای کار به خارج از کشور می رود انسان موفقی است.


آلان قریب به دوسال است که شرایط کارم طوری است که باید مرتب به مسافرت های خارج از کشور بروم و با آدم های متعدد ایرانی در این سفرها همراه باشم و در آنجا با انسان هایی با فرهنگ های متفارت روبرو شوم، جدای از اینکه الان که به آرزوی سال های دورم رسیده ام و می بینم آنچنان که فکر می کرده ام نیست و با آن مدلی که من در ذهنم داشته ام متفاوت است. به نظرم سفرهای خارجی می تواند ودنتیجه عمده برای ما داشته باشد.


یک : می توانیم یاد بگیریم تا مجبور نباشیم در مسائل مختلف چرخ را دوباره ابداع کنیم ، تا لازم نباشد همه ی مسائل را دو مرتبه تجربه کنیم و بتوانیم از سال ها تجربه کشورها در برخی زمینه ها اسیفاده کنیم و بتوانیم چرخ کشور را بهتر و با سرعت بیشتری حرکت بدهیم وباعث پیشرفت خود و جامعه خود باشیم.


دو : دیدن فاصله کشور ما با برخی کشور در زمینه صنعت ، حمل و نقل و خطوط هوایی ومی تواند باعث انفعال ما شود، می تواند ما را به شرایطی برساند که بگوییم کشور ما که به این زودی نمی تواند به این میزان از پیشرفت برسد پس رهایش کنیم و به فکر این باشیم که زندگی دیگری در جای دیگری از دنیا آغاز کنیم.



یکی خوب و امیدوار کننده ولی دیگری می تواند خانه خراب کن باشد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
جواد زاهدی

مدرن بود یا نو بودن ؟

چند روزی برای دیدن دوستی در انتهای یک سفر کاری برای اولین بار به شهر مونیخ آلمان آمده ام، از اولین دقایق حضورم در این شهر که فکر می کردم از مصادیق ''مدرن'' بودن باید باشد کهنه بودن قطارهای شهری توجهم را جلب کرد، قطارهایی قدیمی که شاید برای ۴۰ سال پیش بوده باشند.

بعد از مترو در بقیه مناطق شهر از جمله پارک ها هم وسایلی را مشاهده کردم که برای سال ها قبل بودند و شاید ما در ایران از دیدن این وسایل حس خوبی پیدا نکنیم. الان به این مسئله فکر میکنم که مدرن بودن و خوب و دقیق بودن سیستم مترو مهم است تر یا نو بودن واگن های مترو ؟


شاید در ایران معنای مدرن بودن در دومی خلاصه شده باشد وقتی بهترین و جدیدترین واگن های دنیا را داریم ، وقنی جدیدترین هواپیماهای دنیا را می خریم و وقتی بهترین و گران ترین ماشین های دنیا را در خیابان های تهران می بینیم احساس می کنیم که مدرن شده ایم و حس خوبی پیدا می کنیم در حالی که این فقط نو شدن لوازم قدیمی است و واقعا اتفاق بزرگی محسوب نمی شود. مدرن شدن به معنای نو شدن واگن های قطار نیست بلکه به معنای داشتن سیستم مترو قوی ای است که حمل و نقل عمومی را طوری تسهیل کند که مردم ترجیح بدهند جای ماشین شخصی از مترو استفاده کنند و ...


باید به فکر مدرن کردن سیستم های کلان کشور باشیم و نه به فکر نو کردن تجهیزات قدیمی کشور.



پی نوشت: خیلی قبل در جایی خواندم که کشور توسعه یافته جایی نیست که فقیر ترین آدم ها هم ماشین شخصی داشته باشند، بلکه جایی ست که ثروتمند ترین افراد ترجیح بدهند به جای استفاده از ماشین شخصی از حمل و نقل عمومی استفاده کنند. 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
جواد زاهدی

انتخابات

خوب یا بد، این انتخابات به دوقطبی عجیبی تبدیل شده است، چیزی فراتر از انتخابات ریاست جمهوری است انگار کن رفراندومی برای نحوه مدیریت کشور، رفراندومی برای تعیین مدل اقتصادی کشور ، رفراندومی برای تعیین مرد اول سیاست خارجی کشور و سیاست هایی که اتخاذ می شوند.


رفراندومی ناجوانمردانه که بعضی با دروغ و انجام کارهای تبلیغاتی ناصحیح سعی کرده اند در نتیجه انتخابات تاثیر گذار باشند. یادم می آید از رأی مثبت مردم انگلستان به ''برگزیت'' خیلی متعجب شدم که مگر می شود انسان ها با رأی خودشون تصمیم بگیرند ماجراجویی را آغاز کنند که انتهایش اصلا معلوم این نیست و احتمال اینکه این ماجراجویی نتایج خوبی داشته باشد به عقیده کارشناسان بسیار پیین است ولی مردم این تصمیم را گرفتند و این یعنی تصمیم اکثریت لزوما بهترین تصمیم نیست ولی چاره های غیر از تبعیت از رأی همین اکثریت هم وجود ندارد.


باید امیدوار باشیم مردم بهترین ها را برای خودشان و برای ما انتخاب کنند.


پی نوشت: رأی دادن در روز انتخابات وظیفه ما نسبت به آینده خودمان و فرزندانمان است، در قبال اینکه به چه کسی رأی می دهیم یا اینکه رأی نمی دهیم باید پاسخگوی آیندگان باشیم.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
جواد زاهدی

مناظرات انتخاباتی و درس هایی برای ما

خیلی سخت است که در میانه انتخابات باشیم و مناظره های این شکلی را ببینیم و از اظهار نظرهای سیاسی هم دوری کنیم ولی نکته ای که دوست دارم راجع به مناظره آخر بیان کنم و اینجا بنویسم، نکته ای درباره مسائل سیاسی نیست و بیشتر درباره مدل گفت و گوها و استراتژی نامزدها ست.

نامزدهای مخالف دولت فعلی از روز اول انتخابات یک سری انتقاد ثابت را به زبان های مختلف و با ادله ی مختلف بیان کردند و هرجا که رفتند همین حرف ها تکرار شد، حتی شعار های خودشان را هم آنقدر تکرار کردند که به نظر بیش از حد می آمد.

ولی بر خلاف این ها نمایندگان دولت فعلی استراتژی جالبی را اتخاذ کردند که شاید برای ما هم آموزنده باشد و آن اینکه تا لحظه آخر مناظره سوم حرف جدید زدند به شکلی که جناب رئیس جمهور در اخرین ثانیه های صحبت های خود در مناظره سوم قول رفع تحریم های غیر هسته ای را دادند و حتی در انتقاد به طرف مقابل هم در مناظره سوم حرف های جدیدی نسبت به دو مناظره قبل زدند و شاید همین مسئله دلیل پیروزی مجدد آقای رئیس جمهور باشد.

شاید الآن و بعد از سه دور مناظره بتوانیم بگوییم که استراتژی دو نماینده دولت فعلی که می توان گفت هر کدام یک مناظره را بیشتر به سکوت و آرام گذراند به این دلیل بود که همه حرف هایشان را همان اول نزنند و تا لحظه آخر حرف جدیدی برای گفتن داشته باشند.


پی نوشت: یادم می آید که قبل تر محمدرضا شعبانعلی راجع به این مسئله مطلبی نوشته بود که متاسفانه نتوانستم آن را پیدا کنم.


 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
جواد زاهدی

درباره محدودیت ها

تازگی راجع به محدودیت هایی که به آن ها مواجه بوده و هستم فکر می کنم ، می بینم که هر جا با محدودیت هایی روبرو بوده ام پیشرفت های خوب و قابل توجهی داشته ام با اینکه سختی های زیادی هم باید متحمل می شدم و در زمینه هایی که با اینگونه محدودیت ها مواجه نبوده ام انقدر ها پیشرفت نکرده ام.

نمونه های دیگری را هم دیده ام که در محدودیت ها پیشرفت های قابل توجهی داشته اند و نمونه های که قدر نعمت های داشته را ندانسته و نمی دانند.

حتی در مسایل سیاسی هم می بینیم که گروه هایی که دچار محدودیت هستند فکرهای بهتری برای جلب نظر مردم دارند و گروه هایی که غرق امکانات هستند خود را تغییر نمی دهند و انتظار دارند مردم خودشان را با آنها تطبیق دهند.

و البته گاهی اوقات هم محدودیت ها باعث می شود که افراد هیچ حرکتی نکنند و سال ها این محدودیت ها را بهانه حرکت نکردن و پیشرفت نکردن خودشان می کنند.


فکر می کنم که باید قدر محدودیت ها را بدانیم ، محدودیت های دلیل خوبی برای اقدام نکردن نیستند و اتفاقا مسیر پیشرفت را به خوبی به ما نشان می دهند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
جواد زاهدی